مقایسه آمار کشته ها در مسیر صعود شمالی بیشتر است یا جنوبی؟
در نگاه اول، آمار مرگ و میر در اورست یک واقعیت شگفتانگیز و متناقض را نشان میدهد. بر اساس گزارشهای آلن آرنت تا سال ۲۰۲۴، مسیر یال جنوب صعود به اورست با ۱۷۵ کشته، آمار بسیار بالاتری نسبت به ۷۴ کشته در مسیر یال شمال شرقی (تبت) دارد. هرچند جداول دادههای دقیق هیمالیا تا ۱۹۱ مرگ را در این مسیر ثبت کردهاند، عدد ۱۷۵ به طور گسترده برای نشان دادن مرگهای مرتبط با فعالیتهای مستقیم کوهنوردی ذکر میشود.
اما این آمار خام، تمام داستان را بازگو نمیکند.
تعداد بسیار بیشتر کوهنوردان در جبهه جنوبی یکی از دلایل اصلی این اختلاف است. علاوه بر این، حوادث فاجعهبار خاصی مانند ریزش بهمن در سال ۲۰۱۴ که جان ۱۷ نفر را در آبشار یخی گرفت و زلزله سال ۲۰۱۵ که باعث کشته شدن ۱۴ نفر در کمپ اصلی شد، آمار سمت نپال را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
تحلیل عمیقتر نشان میدهد که انتخاب بین این دو مسیر، انتخاب بین دو نوع ریسک کاملاً متفاوت است: ریسک عینی و کوتاهمدت در جنوب در برابر ریسک فیزیولوژیک و فنی بلندمدت در شمال.
خطر اصلی جنوب، آبشار یخی خومبو، یک خطر عینی، غیرقابل پیشبینی و شدید است که کوهنوردان باید به سرعت از آن عبور کنند.
در مقابل، خطرات اصلی شمال شامل فرسایش تدریجی بدن به دلیل اقامت طولانی در ارتفاعات بالاتر، چالشهای فنی در «منطقه مرگ» و نبود مطلق امکان نجات سریع است. در واقع، این انتخاب بین یک خطر آنی و هولناک و یک محاصره طولانی و طاقتفرسا است.
مقایسه تجربه رسیدن به کمپ اصلی از مسیر جنوبی و شمالی اورست
تفاوت بنیادین در تجربه رسیدن به کمپ اصلی اورست، یکی از مهمترین وجوه تمایز دو مسیر است که بر کل فرآیند همهوایی و وضعیت جسمی کوهنوردان تأثیر میگذارد.
• مسیر جنوبی صعود به اورست (نپال):مسیر جنوبی صعود اورست یک سفر ماجراجویانه طبیعی تدریجی است. کوهنوردان یک پیمایش چند هفتهای زیبا را از میان دره سرسبز خومبو آغاز میکنند، از روستاهای نمادینی مانند نامچه بازار عبور کرده و وارد پارک ملی ساقارماتا میشوند. پیمایش و صعود در مسیر جنوبی صعود اورست نه تنها چشمنواز است، بلکه به بدن فرصت میدهد تا به تدریج با ارتفاع سازگار شود و به همهوایی بهتر کمک شایانی میکند.
• مسیر شمالی صعود به اورست (تبت): در مقابل، مسیر شمالی صعود به اورست یک رویکرد سریع و بیرحمانه است. کوهنوردان میتوانند با خودرو مستقیماً تا کمپ اصلی در ارتفاع ۵۲۰۰ متری بروند. این دسترسی سریع، بدن را در معرض شوک ارتفاعی قرار میدهد و به گفته تیم موسدیل، میتواند به «سردردهای طاقتفرسا در ۵ یا ۶ روز اول» منجر شود. شرایط سخت فلات تبت، با هوای سرد، خشک و پر از گرد و غبار، اغلب باعث مشکلات گلو و سینه میشود و فرآیند همهوایی را دشوارتر میکند.
مقایسه چالش های فنی مسیرهای جنوبی و شمالی صعود به اورست
خطرناکترین بخشهای فنی هر مسیر، آزمونهای متفاوتی را پیش روی کوهنوردان قرار میدهند.
• مسیر جنوبی و آبشار یخی خومبو
بزرگترین خطر عینی (Objective Danger) در مسیر جنوبی، بدون شک آبشار یخی خومبو است. این یخچال عظیم روزانه تا یک متر حرکت میکند و هزارتویی از شکافهای عمیق و برجهای یخی ناپایدار (سراکها) است. کوهنوردان برای همهوایی و صعود نهایی، باید چندین بار از این مسیر غیرقابل پیشبینی و خطرناک عبور کنند، جایی که مهارت فنی به تنهایی ضامن امنیت نیست.
• مسیر شمالی و سه پله
چالش اصلی مسیر شمالی در ارتفاعات بسیار بالا و ماهیت فنی آن نهفته است. کوهنوردان باید از «سه پله» سنگی عبور کنند که مشهورترین آنها «پله دوم» در ارتفاع تقریبی ۸۵۷۷ متری است. این بخش شامل یک نردبان فلزی تقریباً عمودی بر روی صخرهای است که بر فراز درهای به عمق ۳۰۰۰ متر قرار گرفته است. عبور از این مانع فنی در «منطقه مرگ»، جایی که هر دقیقه حیاتی است و فشار روانی ناشی از این پرتگاه عظیم به اوج میرسد، میتواند باعث ایجاد ترافیک خطرناک و اتلاف مرگبار انرژی و اکسیژن شود.
۴. امید در آسمان: تفاوت حیاتی در امکان نجات اضطراری
یکی از بزرگترین مزیتهای جبهه جنوبی که نمیتوان آن را نادیده گرفت، تفاوت چشمگیر در گزینههای امداد و نجات است؛ عاملی که میتواند مرز بین مرگ و زندگی باشد.
• مزیت های مسیر صعود جنوبی کوه اورست با شمالی
در سمت نپال، امکان نجات اضطراری با هلیکوپتر تا ارتفاعات بالا وجود دارد. هلیکوپترها میتوانند تا کمپ ۳ (حدود ۷۱۶۲ متر) پرواز کنند و در مواقع بحرانی، کوهنوردان بیمار یا مصدوم را به سرعت تخلیه کنند. این قابلیت، یک شبکه ایمنی حیاتی و یک مزیت روانی بزرگ برای کوهنوردان فراهم میکند.
در مسیر صعود به کوه اورست از مسیر شمالی در حال حاضر، هیچگونه امکان نجات یا تخلیه با هلیکوپتر در سمت تبت وجود ندارد. هرگونه عملیات نجات باید به صورت زمینی انجام شود و وسایل نقلیه تنها تا کمپ اصلی دسترسی دارند. این بدان معناست که در صورت بروز حادثه در کمپهای بالاتر، فرد مصدوم باید توسط تیمهای امدادی به پایین منتقل شود؛ فرآیندی که بسیار کند، دشوار، پرخطر و اغلب ناممکن است.
زندگی در «منطقه مرگ»: کمپ آخر در شمال، آزمونی سختتر
تجربه اقامت در آخرین کمپ قبل از حمله به قله، در دو مسیر تفاوت فاحشی دارد و این تفاوت مستقیماً با نحوه رسیدن به کوه و همهوایی در ارتباط است.
• کمپ آخر جنوبی (گردنه جنوبی): این کمپ در ارتفاع حدود ۸۰۱۶ متری بر روی یک فلات وسیع و بادخیز بین قلههای اورست و لوتسه قرار دارد.
• کمپ آخر شمالی (کمپ ۳): این کمپ در ارتفاع سرسامآور ۸۳۰۰ متری واقع شده است. همانطور که نیما یزدیپور، که در سال ۱۳۸۸ در قالب اولین صعود موفق ایرانیان از این جبهه به قله رسید، در گزارش خود تشریح میکند، ارتفاع این کمپ به تنهایی معادل ششمین قله بلند جهان است. این ۳۰۰ متر اختلاف ارتفاع بین کمپهای نهایی، موضوعی جزئی نیست؛ در بالای ۸۰۰۰ متر، این تفاوت به معنای افزایش تصاعدی فشار فیزیولوژیک بر بدن است. هر دقیقه توقف در ارتفاع ۸۳۰۰ متری، انرژی و تواناییهای شناختی کوهنورد را بسیار سریعتر از ارتفاع ۸۰۰۰ متری تحلیل میبرد. این امر، حمله به قله از جبهه شمالی را که از قبل هم فنیتر است، به یک قمار بسیار خطرناکتر تبدیل میکند.